رئیس جمهور در ادامه سیاست « کی بود کی بود، یکی دیگه بود» امروز کاپشن تندروی را بیرون آورده و به مدت سه ماه کت و شلوار دموکراسی را بر تن خواهد کرد. وی در آخرین اظهارات خود در مجلس تصمیم گرفت سیاست های دولت را کاملا تغییر دهد، به همین دلیل گفت: « دولت در آستانه انتخابات کار غیرعادی انجام نمی دهد.» وی تاکید کرد: « همه ما موظفیم فضای انتخابات را منطقی کنیم.» رئیس جمهور همچنین به مطبوعات که در حال خفقان بسر می برند، گفت: « چرا تحریف می کنید؟ چرا می خواهید کاری کنید که رئیس جمهور نیز نتواند حرفی بزند؟ چرا خفقان ایجاد می کنید؟» وی تصمیم گرفت برای اینکه روزنامه ها نتوانند برای رئیس جمهور خفقان ایجاد کنند، بطور منطقی و متناسب با شرایط انتخاباتی مطبوعات را در شرایط مناسب خفقان نگاه دارد. در همین راستا، آگاهان پیش بینی کردند که دولت نهم روش های منطقی کردن شرایط انتخاباتی را به این شرح انجام دهد.
روش منطقی اول: از امروز مسوولیت کلیه عواقب و نتایج طرح امنیت اجتماعی در مورد شلوار، روسری، چکمه، مانتو، قلیان، اراذل، اوباش و غیره ربطی به دولت نداشته و نیروی انتظامی از امروز جزو ضابطین رئیس جمهور سابق محسوب شده و مسوولیت کلیه نارضایتی ها نیز بر عهده شخص خاتمی، هاشمی رفسنجانی و در صورت لزوم میر حسین موسوی است.
روش منطقی دوم: از آنجا که انتخابات باید خیلی منطقی برگزار شود، بنا براین نیروی انتظامی اگر بناست طرح امنیت اجتماعی را زیر نظر دولت انجام دهد، باید « طرح جامع امنیت اجتماعی» را به دولت تقدیم نماید و به همین دلیل طرح قبلی حساب نیست و کلیه یک میلیون نفری که تذکر گرفته، هشتاد هزار نفری که بازداشت موقت و آزاد شدند، فروشگاههایی که تعطیل و محو شدند، اراذل و اوباشی که اعدام شدند، کان لم یکن تلقی شده و در حقیقت چنین چیزی اتفاق نیفتاده است.
روش منطقی سوم: با توجه به اینکه دولت قصد دارد « در آستانه انتخابات کار غیر عادی انجام ندهد» به همین دلیل از حالا تا زمان برگزاری انتخابات رئیس جمهور ایران احمدی نژاد نیست. به همین دلیل از کلیه دوستان و آشنایان درخواست می شود، اگر در دو ماه آینده رفتارهای عجیب و غریب از رئیس جمهور ندیدند، به بزرگی خودشان و کوچکی ایشان ببخشند و به حساب وی نگذارند. زمان بازگشت مشارالیه بعدا اعلام می شود.
روش منطقی چهارم: با توجه به اینکه « انرژی هسته ای حق مسلم ماست ولی فعلا گازمان قطع شده است» و با عنایت به اینکه قرار بود یک سال پس از ریاست جمهوری نفت سر سفره مردم بیاید، اما دو سال پس از آن بنزین از سفره مردم حذف و سه سال بعد یعنی امسال نیز گاز قطع شده است، از کلیه ملت بدون گاز ایران درخواست می شود، برای گرم کردن تنور انتخابات فعلا از هیزم استفاده کنند.
روش منطقی پنجم: یکی از مسائل منطقی برای برگزاری انتخابات، ایجاد فضای مناسب رسانه ای است. رسانه ها باید همانطور که در همه جهان به عنوان رسانه ای برای انتشار نظرات روسای جمهور عمل می کنند، در طول انتخابات نیز در خدمت رئیس محترم جمهور باشند و نگذارند رئیس محترم جمهور احساس خفقان کند. مطبوعات باید به آزادی بیان رئیس جمهور احترام گذاشته و علاوه بر شش شبکه تلویزیونی و دهها شبکه رادیویی و دهها روزنامه دولت، این دو روزنامه ای که در برخی صفحات نظرات دیگران را هم منتشر می کنند، در طول انتخابات دست از این رفتار غیردموکراتیک خود برداشته و سعی کنند در تمام صفحات نظرات رئیس جمهور را منتشر کنند، تا انتخابات در کمال آزادی برگزار شود.
روش منطقی ششم: از آنجا که طرح امنیت اجتماعی که با امضای رئیس جمهور اجرا شده بود، با امضای رئیس جمهور اجرا نشده است، و با عنایت به اینکه در دو ماه آینده احتمالا احمدی نژاد که در سال اول ریاست جمهوری در نقش « بن لادن» و در سال دوم در نقش « فیدل کاسترو» بازی می کرد، در سال سوم به ایفای نقش « نلسون ماندلا» بپردازد، لذا تغییرات زیر احتمالا رخ خواهد داد: طرح برگزاری کنفرانس هولوکاست ربطی به دولت نداشت، بلکه این کنفرانس زیر نظر وزارت خارجه به عنوان ضابط قوه قضائیه برگزار شد، غنی سازی هرگز مورد قبول دولت نهم نبوده و شخص آقازاده به عنوان معاون اسبق بهزاد نبوی در کابینه موسوی این توطئه را برای بدنام کردن دولت نهم اجرا کرد، سفرهای رئیس جمهور به ونزوئلا و سایر کشورهای آمریکای لاتین مورد تائید دولت نبوده، در حقیقت این سفرها توسط ثمره هاشمی معاونت رئیس جمهور که تا یک ماه دیگر به دلیل اشتباهاتش استعفا خواهد داد انجام شده است. سایر معجزات انتخاباتی بعدا اعلام می شود.
روش منطقی هفتم: از آنجا که دانشجویان از اقشار عزیز و دوست داشتنی بوده و دولت نهم توجه خاصی به آنان دارد، وزیر علوم به عنوان یکی از عوامل اجرای طرح امنیت دانشگاهی جزو ضابطین مجلس قوه مقننه محسوب و کلیه دستگیر شدگان دانشجو، در حقیقت اعضای مظلوم دولت و یاران رئیس جمهور محسوب می گردند و دستگیری آنان به عنوان توطئه اصلاح طلبان حاکم بر مجلس هفتم برای ضربه زدن به رئیس جمهور بی گناه ارزیابی می شود.
توضیح مقدماتی اول: منظور از کمبود گاز، همان قطع گاز است.
توضیح مقدماتی دوم: منظور از بلافاصله، همان سه روز بعد است.
علت اول: معمولا در همه کشورها وقتی وسط سرمای زمستان گاز به مدت سه روز قطع می شود، مردم شهر را آتش می زنند، منتهی مردم ایران چون آدمهای نجیبی هستند، فقط توپ را پرت می کنند توی زمین فوتبال. فوتبال ایران هم زیر نظر دولت است، در نتیجه توپ می افتد توی زمین دولت.
علت دوم: مردم وقتی گازشان قطع می شود، از خانه بیرون می روند و تصمیم می گیرند فوتبال بازی کنند تا گرم شان بشود، در نتیجه وارد استادیوم می شوند، اما متوجه می شوند که رئیس جمهور به جای این که به فکر حل مشکل گاز مردم باشد، در استادیوم مشغول سخنرانی در مورد تولید انرژی هسته ای است. مردم هم از خوشحالی این که بزودی انرژی هسته ای تولید می شود و خانه های شان گرم می شود، توپ را شوت می کنند، و طبیعتا توپ می افتد توی زمین دولت.
علت سوم: یک دلیل بسیار مهم برای این که مردم توپ را می اندازند توی زمین دولت این است که مردم ما شعور ندارند که بفهمند گازرسانی به خانه ها، زیر نظر قوه قضائیه است و در حقیقت قوه قضائیه است که باید گازرسانی کند و در تمام جهان هم اگر دقت کرده باشیم، قوه قضائیه مسوول تامین انرژی برای مردم است، البته در کشورهایی مانند آمریکا و هند گازرسانی زیر نظر کنگره و در انگلیس زیر نظر مجلس عوام است، اما چون مردم ایران متاسفانه فکر می کنند چون تولید انرژی هسته ای کار دولت است، به همین دلیل تامین گاز و برق و نفت و بنزین هم کار دولت است، به همین دلیل به جای این که توپ را پرت کنند توی زمین قوه قضائیه آن را پرت می کنند توی زمین دولت.
علت چهارم: دلیل دیگری که مردم وقتی گازشان قطع می شود، توپ را توی زمین دولت پرت می کنند، سرمای زیاد و دوری راه است. چون در حقیقت قطع شدن گاز توسط دولت ترکمنستان صورت گرفته و دولت ایران در این مورد هیچ نقشی ندارد، مردم هم این موضوع را می دانند. برای همین وقتی گاز قطع می شود، مردم سعی می کنند توپ را پرت کنند توی زمین دولت ترکمنستان، منتهی چون هوا سرد است و راه دور است، توپ می افتد توی زمین دولت خودمان. پیشنهاد می شود، از این پس مردم وقتی گازشان قطع می شود، بخصوص در مناطق مرزی بروند به منطقه مرزی ترکیه یا آذربایجان یا ترکمنستان و توپ را شوت کنند به آن طرف مرز تا بیفتد توی زمین دولت آنها.
علت پنجم: مهم ترین موضوع این است که در حقیقت مردم توپ را می خواهند پرت کنند توی زمین بخش خصوصی، اما چون هنوز اصل 44 که دو سال قبل باید اجرا می شد، قرار است 44 سال دیگر اجرا شود، بخش خصوصی نه زمین دارد و نه گاز، در نتیجه مردم نمی توانند توپ را توی زمین بخش خصوصی بیندازند، برای همین توپ می افتد توی زمین دولت.
علت ششم: اصلی ترین دلیل هم این است که معمولا وقتی گاز مردم قطع می شود و سرمای هوا هم 10 درجه زیر صفر است، تنها کسی که یا در زمین بازی مشغول سخنرانی است و یا دارد بازی می کند، دولت است. مردم هم توپ را پرت می کنند توی زمین دولت که حداقل با توپ بازی کند، در نتیجه توپ می افتد توی زمین دولت.
نتیجه گیری سیاسی: وقتی دولت مشغول بازی است، طبیعی است که ممکن است توپ مردم توی زمین اش بیفتد.
نتیجه گیری دولتی: وقتی همه چیز دست دولت است، توپ هم می افتد توی زمین دولت.
نتیجه گیری اخلاقی: مردم ما آدمهای نجیبی هستند و به همین دلیل حتی اگراز سرما یخ بزنند هم باعث سرگرمی دولت می شوند.
اینم آدرس یه ویدیوکلوپ که همه جورفیلمی توش پیدامیشه




روزنامه آمریكایی دیلی نیوز با انتشار پیشگویی های یك زن معروف اهل تورنتو كانادا، «2008» را سال حمله آمریكا به ایران توصیف كرده است.
خانم نیكی (Nikki) در مصاحبه با روزنامه دیلی نیوز اظهار داشت: 2008، سالی سرشار از بلا و مصیبت خواهد بود.
فهرست پیشگویی های وی برای سال جاری میلادی به شرح زیر است:
1 – آمریكا به ایران حمله می كند.
2 - دو هواپیما در فرودگاه "كندی" به هم برخورد می كنند و یك فاجعه فضایی دیگر نیز رخ می دهد.
3 – عملیاتی تروریستی در جریان بازی های المپیك پكن به وقوع می پیوندد.
4 - توفانی میامی آمریكا را در می نوردد.
5 - "جان ادواردز" در پی استعفای "هیلاری كلینتون" از نامزدی ریاست جمهوری آمریكا به دلیل مشكلات جسمانی، به كاخ سفید راه می یابد.
6 - پرنس ویلیام یا پرنس هری از خاندان سلطنتی انگلیس ربوده می شوند.
7 - "جورج كلونی" هنرپیشه هالیوود در این سال ازدواج كرده و بچه دار می شود.
8 - "پنه لوپه كروز" بازیگر مشهور اسپانیایی تبار به فعالیت های سیاسی در اسپانیا روی می آورد.
9 - "شون پن" بازیگر مشهور سینما در جریان سفر به خاورمیانه زخمی می شود.
10 - درمانی نو برای ناشنوایی كشف می شود.
11 - جنین انسان شبیه سازی می شود.
این پیشگو ادامه داد: گرچه امسال مملو از بلایا و فجایع خواهد بود، اما سال 2009 به سوی آرامش بیشتری سوق می یابد.
به نوشته روزنامه دیلی نیوز، پیشگویی های این زن به نظر عجیب می رسد اما باید این نكته را در نظر گرفت كه وی در آوریل سال 2001 نیز برخورد دو هواپیما به مركز تجارت جهانی (واقعه 11 سپتامبر) و مرگ استیو ایروین شكارچی تمساح و یكی از چهره های سرشناس استرالیایی را درست پیش بینی كرده بود.
این در حالی است كه برخی پیش گویی های وی برای سال 2007 درست از آب در نیامد كه از آن جمله می توان به مرگ فیدل كاسترو رهبر كوبا، حمله آمریكا به كوبا و وقوع انفجار در مركز راكفلر نیویورك اشاره كرد

